------------------------------------------
|
اگه يه روز شاد بودي آروم بخند تا غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين شدي آروم گريه کن تا شادي نا اميد نشه ! |
|
يه مار داشته گريه ميکرده ازش ميپرسن چي شده ؟ ميگه دوسال بود که عاشق دختر همسايمون بودم حالا بعد از دو سال فهميدم که اون شيلنگ بوده !!!!!!!!!!!!! ------------------------------------------ |
|
پليس راه مناطق کوهستاني و برفگير اعلام کرد: ماشينهايي که زنجير ندارند سينه بزنند ------------------------------------------ |
|
دخترا دنبال يه پسر ميگردن که ۱۰۰۰ تا آرزوشون و برآروده کنه، ولي پسرا دنبال ۱۰۰۰ دختر ميگردن که يک آرزوشون و برآورده کنه... ------------------------------------------ |
|
بخور بخور همشو بخور . اگه بقيه نمي خورن تو بخور . تا ته بخور . تخمشم بخور اصلا ابشم بخور ........ اخه هندوانه واسه سرماخوردگي خوبه ------------------------------------------ |
|
به دريا بنگرم، دريا تو بينم. به صحرا بنگرم، صحرا تو بينم. نميدونم چه کس بر عينکم ريد، که هر جا بنگرم آنجا تو (را) بينم ------------------------------------------ |
|
(اين اس ام اس نصفه شب رسيد )
sms صرفا به منظور بيدار کردن شما و رفتن به مسطراب ميباشد و ارزش ديگري ندارد
با تشکر از توجه شما ------------------------------------------ |
|
ها ها من مسيج نبيدم من صداي وجدان موبايلت بيدم ميخواستم منو از جيبت بيرون وياري تا هوا بخورم ------------------------------------------ |
|
يه بچه ميمون از مامانش ميپرسه : مامان چرا من اينقده زشتم
مامانش ميگه : پسرم برو خدا رو شکر کن که به شکل اوني که اين جک رو ميخونه نشدي ------------------------------------------ |
|
نگاه اولت بر من اثر کرد، نگاه دومت ديوونهام کرد، نگاه سومت عاشقترم کرد، اه، گندشو در آوردي، نگاه آخرت ديگه هيزبازي بود! ------------------------------------------ |
|
فاصله ها : از نفرت تا علاقه يک محبت . از دشمني تا دوستي يک لبخند . از جدايي تا پيوند يک قدم . از دوري تا صميميت يک اس ام اس ------------------------------------------ |
|
همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره ولي تو که دنياي مني چطور ازت بگذرم ------------------------------------------ |
|
تو زيبا
تو ماه تو بي نظير تو جزاب تو بهترين تو مهربون تو يه فرشته تو دوست داشتني ولي من چي؟ يه ادم خالي بند!!! ------------------------------------------
عدد 666 سه تا 6 داره
حاجي که از مکه مياد ريش داره بچه که به دنيا مياد جيش داره اين اس ام اس که داري ميخوني اخر ماه فيش داره ------------------------------------------ جهان بيش از ۶ ميليارد نفر جمعيت داره، يکي نيست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسيج ميفرستم؟
----------------------------------------
چمن زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشي بخوريمون!
-------------------------------------------------------
يه جوجه تيغي با يه کيوي داشته ميرفته، ازش ميپرسن: اين کيه؟ ميگه: داداشمه، سربازه
-------------------------------------
نگريستم به گريستنت، گريستم به نگريستنت، گريستم و تو نگريستي، نگريستم و تو گريستي، گريستم تا نگريستي! مخت چت کرد يا بازم بگم؟
-------------------------------------
امروز روزجهاني مزخرفترين دوست دنياست، تو هم مثل من اين اساماس رو به مزخرفترين دوستت بفرست
-------------------------------------------
آن کس که تو را از دست داد،
که را يافت
و آن که ترا يافت
که را از دست داد!
------------------------------------------- همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره
ولي تو که دنياي مني چطور ازت بگذرم ------------------------------------------------ زندگي سه چير بيش نيست
1ولي: به اجبار به دنيا اومدن دومي: با غم زيستن سومي : با آرزو مردن ----------------------------------------
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي باش که دوستت بداره!
---------------------------------------------
بخند..............آخه اينو فرستاده بودم که يکم بخندي..................و چهره ي قشنگت قشنگتر بشه............................................
------------------------------------------
فرشته از سنگ ميپرسه چرا از خدا نميخواي که تورو انسان کنه؟؟؟سنگ ميگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم!!!!!
------------------------------------------
عشق: سرطان دوست داشتن است. عشق: عقد دائمي ما با غربت است. عشق :شماره تلفني است که سالها به دنبال آن مي گرديم. عشق: آمپول ب کمپلکس معرفت است. عشق: اتوباني است که تا ته ابديت مي رود
------------------------------------------
چشمم وقتي زيباست که پر از اشک باشه. اشک وقتي زيباست که براي عشق باشه. عشق وقتي زيباست که واسه تو باشه. تو وقتي زيبايي که واسه من باشي!
------------------------------------------
عشق يعني اميد، يعني طراوت باران، يعني سفيدي برف، يعني ساز زندگي و لبريز از خوشي،و عشق يعني راز زيستن!
------------------------------------------
يک نصيحت: مواظب خودت باش! يک خواهش: اصلاً عوض نشو! يک آرزو: فراموشم نکن! يک دروغ: تورو دوست ندارم!!، يک حقيقت: دلم برات تنگ شده!
------------------------------------------
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته
------------------------------------------
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم کافيست!
|
من آموختم هر روز عزيزانم را با عاشقانهترين واژهها بدرقه نمايم، چراکه آن روز شايد آخرين فرصت ديدار ما باشد
تو مي آيي ٬ يقين دارم که مي آيي زماني که مرا در بستر سردي ميان خاک بگذارند ٬ تو مي آيي ٬ يقين دارم که مي آيي.......... پشيمان هم........... دو دوستت التماس اميز مي آيد به سوي من ولي پر مي شود از هيچ ٬ دستي دست گرمت را نمي گيرد!!!!!!!!!
وقتي دلت ميگيره .. وقتي دلت آواره ميشه .. وقتي هيچ سرپناهي نداري .. وقتي احساس ميکني توو هفت آسمون يه ستاره نداري ..
وقتي مي فهمي که دنيا با همهء قشنگيهاي زود گذرش فقط يه بازي بوده و تو بازيگرش ... وقتي چشات پُر از اشک هست و يه شونهء مهربون برا گريه کردن نداري ..
وقتي چشماتو مي بندي و مرگ رو آرزو ميکني .. او نوقت به دلت نگاه کن ، به خودت، به گذشته ات و به اتفاقها و عواملي که باعث اين اتفاق شده اند نگاه کن ...
زندگيهميشه از مهربونيهات يا حرفهاي قشنگت واسه من يا شاديهات از خوشي گر ،مي گرفتم.از ناراحتيهات يا حتي دلخوريهاي کوچکت مي مردم.
با اشارت و ناز چشمات پرواز مي کردم و با بي توجهيت خراب مي شدم.وقتي حرف مي زدي کلمه هات تا ته قلب و مغزم ميرفتن.
اما تمام اينهارو ازم گرفتي.حق بده که ديگه نه دوست دارم گفتنت رو باور کنم نه خداحافظ واسه هميشه گفتنت رو.
تاثير کلمات تو ازم گرفتي.ياد حرف داداشت مي افتم:حنات ديگه واسه من رنگي نداره.
امشب احساس دونده اي رو دارم که واسه هدفم ،واسه فهموندن به تو از وجودش مايه گذاشته و به خط پايان هم رسيده اما جسدش پيروز شده.
تو خداي من بودي،بت من بودي.لعنت به اون کسي که صلابت و پاکي خداي من رو خدشه دار کرد.
ديگه تحمل دانستن ،فهميدن،ديدن،سوختن و بغض رو ندارم.
امشب حتمن بارون مي زنم عزيز.خسته ام عزيز خسته
زيباست زشتي هاي آن تدبير ماست
در مسيرش هر چه نازيباست تقسير ماست
اگر سنگي و ريگي در بستر نبود آب سرودي سر نمي داد.
اگر تنها از اميد انتظار معجزه داري در اشتباهي اميد بايد با حرکت توام باشد.
اگر در اولين قدم موفقيت نصيب ما مي شد سعي و عمل ديگر معني نداشت.
زندگي دشمن شما نيست اما طرز فکرتان مي تواند دشمن شما باشد.
سه اصل مانع پيشرفت روحي شما مي شود:منفي گرايي قضاوت و عدم تعادل.
هميشه زيبا ترين قلبها در پس زيباترين چهره ها نيست.
عظمت تو بر باورهاي توست و نهفته در وجودت.
کوتاه بين ترين افراد کساني هستند که دوستاني را که به سختي به دست آورده اند
به آساني از دست مي دهند.
______LOVE*LOVE________LOVE***LOVE _____
_____LOVE****LOVE_____LOVE*****LOVE ____
_____LOVE******LOVE___LOVE*****LOVE ____
_____LOVE*******LOVE_LOVE******LOVE ____
______LOVE*********LOVE*******LOVE _____
_______LOVE******************LOVE ______
_________LOVE***************LOVE _______
____________LOVE***********LOVE ________
_______________LOVE******LOVE __________
_________________LOVE**LOVE ____________
__________________LOVELOVE _____________
___________________**E** _______________
___________________**** ________________
___________________** __________________
___________________* ___________________
__________________*_____________________
امشب از باده خرابم کن و بگذار بميرم
غرق درياي شرابم کن و بگذار بميرم
قصه ي عشق بگوش من ديوانه چه خواني؟
بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بميرم
گر چه عشق تو سرابي ست فريبنده و سوزان
دلخوش اي مه به سرابم کن و بگذار بميرم
زندگي تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشي
بعد از اين مرده حسابم کن و بگذار بميرم
تا به کي خلقه شوم سر بدر خانه بکوبم
از در خويش جوابم کن و بگذار بميرم
اشک گرمم که به نوک مژه شمع بلرزم
شعله شو يکسره ابم کن و بگذار بميرم
جادوي اميد و اميدواري
هرگز ريسمان اميد را رها مکن .
وقتي احساس مي کني که ديگر تحمل نداري ؛
جادوي اميد است که به تو نيرو مي دهد تا راه را ادامه دهي .
اعتماد به نفس را هرگز از دست مده ،
تا آن زمان که باور داري توانايي ؛
دليلي هم داري تا بکوشي.
هرگز مهار شادزيستن را به دست ديگري مده ،
بر آن چنگ بزن ،
آنگاه همواره در اختيارت خواهد بود .
اين ثروت مادي نيست که پيروزي يا شکست را رقم مي زند .
پيروزي و شکست در چگونگي احساس ما نهفته است .
احساس ماست که ژرفاي حيات مان را نشان مي دهد .
روا مدار که لحظه هاي ناخوش آيند بر تو چيره گردند.
صبور باش و ببين که آن ها درگذرند .
در ياري جستن از ديگران ترديد مکن .
امروز يا فردا ، همه بدان نيازمنديم
تو چهره ات شگفت ترين ست
اي مخمل مقدس آتش
اي بي خيال من
در چشم هاي تو
اين مشت هاي بسته
اين شعله هاي بسته
اين شعله هاي پاک بلند
آخر به انزواي سرد و قفس ها
و فواره هاي منجمد روز
راه خواهد يافت
و طرح منفجر کننده ي آن
بر گوش هاي محتضر
مثل دو گوشواره زرين
آويزه مي کند
اينک سپيده ي آشتي چه قدر نزديک است
و خون سرخ رنگ منقبض ما
آخر به عمق قلب جهان
راه خواهد يافت
تو چهره ات شگفت ترين ست
وقتي تو حرف مي زني
آفتاب
از اوج شوکت خود به زير مي آيد
تا آخرين پيام تو را
مانند برگ کتاب مقدس
بر نيزه هاي نور هديه کند
تا همسايه ها
از تصور بي باکي ما بهراسند
و آن روز خفته در حرير بيايد
که بوسه هاي دختران عاشق ما
طعم سپيده ي موعود
و رنگ پاک ترين لحظه را نشانه دهد
تو چهره ات عزيزترين است
و رمز گشودن درها
در دست هاي خالي توست
وقتي تو مي گويي
بهار نمي آيد
و زمستان ادامه خواهد داشت
وقتي تو مي گريي
بذرهاي روينده
ميان دست هاي روستايي ما
نابود مي شود
وقتي تو مي خندي
تو چهره ات عزيزترين است
اي مخمل مقدس آتش
اي بي خيال من
______*#######*
____*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______###############################
_______#############################
________=##########################
__________########################
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________=#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#
از عشق مگريز
به سوي آن بشتاب ،
عشق ژرف ترين شادي هاست .
چشم به راه آن چه که مي خواهي ، نمان!
بلکه با تمام وجود آن را بجوي ،
و بدان که زندگي در نيمه راه با تو ديدار خواهد کرد .
اگر تدبيرها و روياهايت با اميدهاي تو همسو نشدند ،
تو راه گم نکرده اي ،
هرآينه که چيزي نو از خود و زندگي بياموزي ،
بدان پيش رفته اي .
داشتن احساس نيکو به زندگي ، در گرو داشتن احساس نيکو به خود است .
هرگز خنده را از ياد نبر !
و غرور نبايد مانع گريستن تو شود .
با خنديدن و گريستن است که
زندگي معنايي کامل مي يابد .
بوي گل
دستهايم بوي گل ميداد
مرا به جرم چيدن گل تنبيه کردند
ولي چرا کسي باور نکرد
شايد
من گلي کاشته ام .....
از اين داستان غورباقه اي چه نتيجه اي ميگيريد ؟
قدرت کلمات
چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند . بقيه ي قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند که گودال چه قدر عميق است به دو قورباغه ي ديگر گفتند که ديگر چاره اي نيست . شما به زودي خواهيد مرد .
دو قورباغه اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند که از گودال بيرون بپرند . اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد ، چون نمي توانيد از گودال خارج شويد ، به زودي خواهيد مرد
بالاخره يکي از دو قورباغه تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد
اما قورباغه ي ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد . بقيه ي قورباغه ها فرياد مي زدند که دست از تلاش بردار ، اما او با توان بيشتري تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد
وقتي از گودال بيرون آمد ، بقيه ي قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟
معلوم شد که قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فکر مي کرده که ديگران او را تشويق مي کنند .
نظر يادتون نره
نام پدر : حضرت محمد (ص)
نام مادر : خدیجه کبری(س)
لقب : زهرا،صديقه،طاهره،راضيه،مرضيه،مبارکه،بتول ( لقب زهرا از شهرت بيشترى برخوردار است.
محل ولادت : مکه
مدت عمر : 18 سال
تاریخ شهادت : 3 جمادی الثانی سال 11 هجری
محل دفن : مدینه
نام همسر: علی بن ابیطالب (ع)
در دهه فاطمیه ، ایام شهادت دخت مکرم نبی اسلام ، قرار داریم . طاهره ای که سراسر زندگی اش سرشار از آموزه های والای انسانی واخلاقی است . از هر سمت وسو که مورد توجه قرار گیرد، معرفت آموز است وسرمشق دهنده است
فاطمه (س) را باید به تنهایی ومطلق ومجزا از وابستگی های ارزشمندش تنها ، به عنوان یک انسان در نظر گرفت تا پی به علو درجاتش برد وبی هیچ اغراق افسانه ای ، ارزش های آسمانی اش را درعین آنکه بر زمین خدا ودر میان خلق خدا راه می رفت وزندگی می کرد،به بررسی نشست . دختر رسول گرامی اسلام بودن ویا افتخار همسری ابر مردی چون علی را داشتن ویا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدامشان فضیلتی گرانسنگ وبی همتاست ، اما باز در حق فاطمه ، ره انصاف ننموده ایم اگر تنها به اعتبار همین گونه فضایل قومی ونسبی اش به او بپردازیم وشخصیت وی را با همین نگاه به قضاوت در آییم . نه ، فاطمه زهرا (س) ، خود به تنهایی باید نگریسته شود تا به گفته زیبای دکتر شریعتی _ «دانسته شود که فاطمه ، فاطمه است » . فاطمه را پاره تن رسول خدا دانستن نیز نگاهی دیگر ، که هر دو نگاه ونگرش نیز منبعث ومأخذ از تعاریف خود رسول خدا (ص) است . که هرزگاهی به تناسب مقام وموقعیت های پیش آمده ، کلامی وعبارتی را در باب مقام گرامی حضرت زهراء (س) به سلک سخن در می آورند .
آری فاطمه ، منسوب به پیامبر است . عزیز وپاره تن رسول خدا است ، اما او به تنهایی نیز کرامتی والاتر از اینها را دارد . او خود مادر پدر خویش است . مادر همان شخصیت بزرگواری که دخترش را پاره وجود خود وقوت قلب خود می داند وبه راستی این زن مطهره را چه صفات وخصلت های ممتاز ی مگر بوده است که چنین قابل ستایش والهام می تواند باشد ؟ از طریق پدر وهمسر وفرزند ، به فاطمه نزدیک شدن ، یک نگاه است واز طریق خودش واز مسیر خصوصیات فردی خودش به او تقرب جستن ، نگاهی دیگر واما درس آموزتر وبه تحصیل شناخت حقیقی وتحقیقی از مقام ومرتبه فاطمه نزدیک تر ودقیق تر .
داستان حضرت فاطمه (س) ، داستان تاریخی ومنحصر به فرد یک انسان پای بند به ارزشهای والای ایمانی وانسانی است که تا سر حد جان وتوان مقید ومتعهد به مبانی فکری ودینی خود بوده است . داستان او شرح دلپذیر عواطف بلند آسمانی وروایت رویای ایمان وایثار واعتقاد انسانی است . داستان شنیدنی پارسایی وعفت وکرامت یک زن پیراسته واراسته به آرایش روحی ومعنوی است . حکایت یک بانوی وظیفه شناس ویک همسر. ستونی است که کنار او آرامشگاه مرد زندگی است . قصه او شرح قناعت ها وبسندگی های دنیایی ودل بستن به زیور های حقیقی تر وماندنی تر است . فاطمه (س) سمبل یک بانوی ارزشمند والگو به لحاظ حضور ، مثبت وتأثیر گذار در محیط خانه ودر محیط جامعه است .
فاطمه (س) را باید اینگونه شناخت . از طریق خودش ودر خودش ، فاطمه را با فاطمه و در فاطمه باید به معرفت نشست . هر چند که باز هم باید گفت « ما عرف حق معرفتک »
سخنانی گوهر بار از بانوی بزرگ اسلام:
ای علی ! من از پروردگارم شرم دارم که چیزی از تو درخواست کنم که توان برآوردن آن را نداشته باشی .
از دنیای شما محبت سه چیز را در دل من نهاده شد: تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پیامبر وانفاق در راه خدا
آنگاه که درروز قیامت برانگیخته شوم ، گنهکاران امت پیامبر اسلام (ص) را شفاعت خواهم کرد.
از دین بودند واین بزرگواران بودند که بر آنها جواب داده و آنها را اقنا ء می کردند در چنین موقعیتی بود که اقبال جوانان به طرف دین شده انقلاب اسلامی شکل گرفت ولی متعاسفانه بعد از انقلاب که عده ای از آن دانشمندان شهید شدند و یا در مناسب حکومتی ابقا شدند دیگر حوزه های تحصیل وتحقیق آن رواج گذشته خود را نداشت ودر این میان میدان خالی برای آنهای که از قبل به ترویج دین از نوع ارتجا عی و طالبانی شهرت داشتند با قی مانده بود که امروزه نتایج آنرا مشاهده می کنیم واز این رو است که جوانان و فرزندانی که بعد از انقلاب دیده به جهان گشوده اند و در آن پرورش یافته اند با وجود اینکه در دانشگاه ها و مدارس کشور دروس دینی از جلوه و جایگاه خاصی برخوردار بوده ولی جوابگویی پرسشهایی آنها نبود ه از اینرو این نسل بیشتر دین گریز شده و بسوی عقاید لائیک گرایش پیدا کرده اند و تمام آرزوهای خود را در جامعه لائیک جستجو می کنند ممکن است عده از دوستان براین گفتار بنده اعتراض کنند ولی اگر منصفانه قضاوت کنیم می بینیم که قبل از انقلاب مساجد ما از روشنفکران وجوانان پر بوده ولی حالا در ماه های رمضان و محرم نیز از رونق چندانی برخوردار نیست آیا اینها نتیجه افکار خشکه مذهب ها و مقدس ماب ها نیست که به عوض اشائه دین ومذهبی که پاسخگوی قشر جوان وروشنفکر باشد تنها هم وغم خود را در گیر دادن به نحوه لباس پوشیدن و یا مو این حرف ها قرار داده اند در عصری که کمتر کسی یافت می شود که از حداقل سواد نوشتن بی بهره باشد و ارتباطات ماهواره ای واینترنتی حتی در کوچکترین شهر کشور نیز برقرار است واز اینرو است که دنیا را دهکده جهانی می نامند پس انتظارات مردم وجوانان بالا رفته خواستار ان است که مثل کسانی که در کشورهای صعنعتی و دمو کراتیک وپیشرفته زندگی میکنند زندگی کند دولت هایش برخاسته از آرای ملت باشد و فکر ذکرش در جهت تامین منافع عمومی وآزادی های اجتماعی و رفاه و آسایش تمام اقشار کشور بوده باشد پس اگر می خواهند که جوان و جامعه از افکار و عقاید دین مدار خالی و تهی نباشد باید طرحی نو براندازند بصورت عالمانه و عامه پسند تصویری روشن سازگار با عصر حاضر ارا ئه کنند و خودشان در عمل و کردار به آن پیشقدم باشند

امام زمان تا به کی انتظار؟
بیا جان من ای محمد(ص) تبار
اماما! دل من به دنبال توست
بیا تا برایت کنم جان نثار
و اما تفسیر انتظار!!
انتظار واژه ای است حادثه خیز که تا آمدن مولایمان مهدی(عج)به ما درس بیقراری خواهد آـموخت.
انتظار نگاه دلسوزانه عاشقی استکه هر لحظه به انتظار معشوق،منتظر است.
انتظار خانه نوری است که خورشید را درک می کند.
انتظار شمع دلسوخته ای است که به پروانه عشق می آموزد.
انتظار جاده بی نهایتی است که عابران خسته را تا مسیر ابدی،همراهی خواهد کرد.
انتظار،حضور آیینه ای است که فضای سینه را سرسبز از صفا و صمیمیت و عاطفه می کند.
انتظار خیال مسافران بازمانده ای است تا کاروانی بیاید و راه بیفتد.
انتظار هجرت پروانه ای است که از دیار گلهای پژمرده آمده است.
انتظار نوای نوید بخشی است که عالم را از خواب غفلت بیدار می کند.
انتظار بوی غربت و غریبی و دلتنگی نام آشنایی است که موعودی ها،درکش میکنند.
انتظار مشق نانوشته روزهای بیقراری است که در غم دیدار اباصالح نوشته می شود.
انتظار دلیل گم شدن در خویش و پیدا شدن،از این گم شدن هاست.
انتظار آیینه ای است که روزهای بیقراری را به تصویر میکشد.
انتظار گریه طفلی یتیمی است که از گرسنگی پشت در همسایه مانده است.
انتظار نوای عشقی است که لحظه به لحظه دیدار را به تجلی می نشاند.
انتظار بوی پیراهن یوسفی است که چشم نابینایی را بینایی می بخشد.
انتظار حکایت آمد کسی است که از نسل سلاله خورشید پر برکت می آید.
انتظار ورق ورق دفترچه خاطرات نوشته شده در روزهای جمعه زندگی است.
انتظار بهترین و والاترین هدیه به مستضعفان جهان است.
و..........
درخشش چشمان تو را در صبحدم کشيدم، خورشيد خجالت کشيد آن روز طلوع نکرد
مهربون من !![]()
تا وقتي که تو هستي، تا لحظه اي که ياد تو در خاطر من جاريست!![]()
تا زماني که دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه!
تا وقتي که نگاهت تنها پناهگاه و تکيه گاه نگاه سرگردان منه!
تا زماني که تو همسفر جاده زندگي من هستي!
تا وقتي که شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من!
من زنده هستم! براي زندگي کردن با تو!
زيبايي عشق تو را در قاب چشمانم ديدم
همه جا فال زدم ، اسمي به زيبايي اسم تو نشنيدم
اونور دنيا که باشي خودم ميام ميارمت
غصه تنهايي نخور مگه تنها مي زارمت
ميگيم عاشق برفيم ....ولي تحمل يک گوله ي برف رو نداريم....!!
ميگيم عاشق پرنده ايم ....ولي مي اندازيمش تو قفس...!!
ميگيم عاشق گليم ولي.... از شاخه جداش مي کنيم...!!
.....وقتي ميگيم عاشقميم............................؟؟؟؟؟؟؟
ميخواستم مقاله تحقيقي که براي درس نفت تهيه کرده بودم و ارائه دادم را برايتان بنويسم ولي ديگه يه جورايي خسته شدم اين که از چي اين طور نيست که ندانم . ميدانم ! ولي اينقدر اوضاع و احوال به هم ريخته هست که قدرت تمرکز را از من گرفته .
فکر ميکردم که فقط من اين طور هستم و يک مشکل شخصي است ولي ديدم که اي بابا خيلي هاي ديگه هم اينطوري شده اند بهر حال اصلا حال هيچ کاري را ديگه ندارم براي اولين بار در طول اين ۳ سال و اندي با پاي خودم رفتم دانشگاه و درسي را که از بد حادثه به آن خيلي هم علاقه دارم را حذف کردم و سر جلسه حاضر نشدم . نميدانم چرا چند وقتي هست که ديگه اون آدم سابق نيستم کم تحرک - تنبل و خسته . ....
از هر کسي که ميتونه حتي کوچکترين کمکي به من بکنه خواهش ميکنم کوتاهي نکنه شايد فردا دير بشه .اميدوارم دير نشه چون خودم هم دوست ندارم !! ولي فعلا اوضا داره اين طورري پي ميره ..
شايد وقتي ديگر ...
گوشه ي اتاق کز کردم ... دهنم بد طعمه ... اصلا از همه چيز بدم مياد ... کنارم چند تا کتاب افتاده رو زمين خيس ... همه ي اون کتابارو بيست سي بار خوندم ولي بازم مي خونم ... شايد دنبال خودم مي گردم ... اصلا حوصله ي کتابم ندارم ولي بازم دارم زنده به گور رو مي خونم شايد زنده به گور بشم شايدم هستم ... شايد من اصلا اونم ... کي ؟ همون اون ديگه ... هموني که مي خواست خودشو بکشه ديگه ... اِاِاِ ... چرا سر در نمياري ؟ همون که ۱۳ بار خودشو کشت و نمرد ديگه ... آره ... همون ... همه جاي اتاقم تشکه ... در ... ديوار ... سقف ... کف ... همه جا تشکه همه جا ... من چقدر تشک دارم ... اينارو واسه چي خريدم ؟ ... اِاِاِاِ ... اين اتاق من که پنجره نداره ... تا حالا توجه نکرده بودم ... شايدم توجه کردم و یادم رفته شایدم ... اه ... بیخیال ... واقعا اصلا پنجره نداره ... ولی نه انگاری اون گوشه روی در یه پنجره ی کوچولویه کثیف هست ... پس حتما دنبال کسی یا چیزی می گشتم اون بیرون که پنجره هست دیگه ... صدا میاد انگاری یه نفر کارد و چنگالشو داره روی شیشه می کشه یا روی سنگ ... از گوشه راستم خون میاد ... عیب نداره من به این صداه عادت کردم ... از بینیمم خون میاد که ... همه جا خیس و خونیه ... خودمم خونیم ... هوای اتاقم خیلی سرده ... نفس که می کشم بخار میاد از بینیم بیرون ... عجیبه ... حتما دارم بخار میشم ... حالا که اتاق سرده منم میرم زیره دوش آب یخ تا گرم بشم ... آخه می گن تو هوای سرد فقط دوش آب سرد می چسبه ... نفسم داره بند میاد ... دارم می لرزم ... صدای دندونام که به هم می خورن میپیچه تو اتاق ... این خونا چیه ؟ ... همه جای اتاق خونیه ... من که از بینیم داره خون میاد پس این خونا چیه رو زمین ؟ ... اه سردرنیاوردم بیخیال ... پنجره رو میبینی ؟ ... آره همون پنجره کثیفه ... نه بابا اونو نمیگم که ... اون یکی ... کدوم ؟ ... همونی که هر روز صبح دو سه ساعت رو این یکی دیوار باز میشه و بعد محو میشه دیگه ... اِ ... راس میگیا ... ولی این با اون یکی فرق داره ... این یه چیزه دیگس ... این با ارزشه منه ... اینو از خیلی وقت پیش می شناسم ... این همونه که اون ورش یه منظره ی عالی هس ... تپه هست ... درخت هس ... جنگل هس ... یه رودخونه هم هس ... از همونا که وقتی بچه بودم افتادم توش و داشتم غرق می شدم ... داره باد میاد ... اینجا گرمه ... عرق کردم ... اصلا از وقتی این پنجره با ارزشه باز شده اینجا خیلی گرم شده ... می دونی ... من اصلا جنگل ندیدم ... یعنی می دونما به چند تا درخت کناره هم می گن جنگل ولی من تا حالا ندیدم ... این اولین جنگلمه ... خیلی دوسش دارم ... مخصوصا اون ستون نوری که ازش میره تا آسمون ... کدوم نور؟ ... اوناهاش نیگاه کن اون وسطه وسطه جنگل ... اِ ... راس میگیا ... آره من اون نوره خیره کننده رو دوس دارم می خوامش ... الان دو سه ساعتیه که همون جوری از جنگل میره تو آسمون ... بیا بریم ببینیم نوره از چیه ... بریم ... بدویم هر کی زودتر رسید برنده باشه ؟... قبول ... شروع می کنم به دویدن ... با تمامه قدرتم دارم می دوم ... ریه هام دارن از جا کنده می شن ... چند تا دست دارن دنبالم میان میخوان نذارن من به نوره به جنگله برسم ... هنوز نوره رو میبینم ... می خورم به درختا ... می خورم زمین ولی بازم می دوم ... دستا ... دستا نمیذارن ... جون میکنم ... بازم نمی تونم ... صدا میاد ... بازم خون از گوشم راه افتاده ... صدا میاد ... صدا میاد ..............
عشق يعني ... مجبور نباشي تنهايي غذا بخوري.
عشق يعني ... رازي بين من و تو.
عشق يعني ... آرزوهاتون رو به همديگه بگين.
عشق يعني ... يه کيک خونگي براي تولدش.
عشق يعني ... به هزار زبون بهش بگي دوستت دارم.
عشق يعني ... کسي که دلتو مي بره.
عشق يعني ... بعضي وقتا اشک زياد ريختن.
عشق يعني ... همين کنار هم بودن.
عشق يعني ... همون نيرويي که توي فضا مي چرخه.
عشق يعني ... احساس فوق العاده اي که همه جا دور و برت هست.
عشق يعني ... آدم احساس کنه زمين زير پاش نيس.
عشق يعني ... ضربه فني شدن.
عشق يعني ... کاري کني که جز عشق تو هيچي نبينه.
عشق يعني ... اين فکر که چقدر خوبه اون تو رو بخواد.
عشق يعني ... قشنگ ترين لباستو براش بپوشي.
عشق يعني ... ترانه اي که تو رو به ياد اون ميندازه.
عشق يعني ... بذاري از خودش تعريف کنه.
عشق يعني ... منتظر تلفنش باشي.
عشق يعني ... بدوني واسه تولدش چه هديه اي دوست داره.
عشق يعني ... ديدن خوشحاليش.
عشق يعني ... با نگاهت اونو به خودت جذب کني.
عشق يعني ... غرورشو جريحه دار نکني.
عشق يعني ... سليقه شو مسخره نکني.
عشق يعني ... فکر نکني مجبوره تا ابد با تو بمونه.
عشق يعني ... وقتي فقط ديدنش کافيه تا تو رو از خود بي خود کنه.
عشق يعني ... لباسي رو که برات خريده بپوشي.
عشق يعني ... زير نور مهتاب براش شعر بخوني.
عشق يعني ... وقتي خوابه تماشاش کني.
عشق يعني ... بدون اون انگار تو بيابون سر گردوني.
عشق يعني ... دلشو نشکني.
عشق يعني ... وقتي اونو مي بيني داغ کني.
عشق يعني ... واسه ش آواز عاشقانه بخوني.
عشق يعني ... مرتب ببريش بيرون.
عشق يعني ... بهش بگي بدون آرايش هم قشنگه.
عشق يعني ... نقطه ضعفاشو بشناسي.
عشق يعني ... ستارهء محبوبش باشي.
بنام خالق گل سرخ
بهاري بي خزان مي خواهم , بهاري که در فاصله سالها به آتش تابستان
طوفان پائيز و کولاک زمستان دچار نشود , بهاري مي خواهم که شبيه تو باشد
مهربان و حقيقي , تو را بيش از بهار دوست دارم چرا که شميم دوستي ات
درخت را زنده مي کند و روح را تازگي مي بخشد شکوفه بر شاخه از
سيل شبنم اشک توست و بهار نام ديگر تو . چگونه از دوستي و عشق
سخن گويم و فرياد زنم در صورتي که فرياد ها در سينه حبس مي شوند
و يارايي ندارند .
از کجا سخن گويم : از باز شدن غنچه سخن آغاز کنم يا از پژمرده بودن او
زيرا دوستي نيز اينگونه است .
روزي با مرگ خاتمه مي يابد و حال بايد قدر لحظه , لحظه هاي آن را
دانست و آنگونه نظاره گريم توصيف کنيم.مي دانم که توصيف دوستي
سخت است و من نيز سخني در باره ي آن ندارم , فقط مي دانم دوستي
چشمه اي زلال است تا گام بر چمن راز آن نگذاري و با حرفه
باراني , دريايي را براي آن ننازي معنايي ندارد .
اي ترانه سراي بهترين ترانه هاي عاشقانه !چگونه فرياد زنم که فريادهاي
بي حضور تو معنايي ندارد و تو را چه نام دهم ؟
غريبه گذر بر کوي ما کن, دل شوريده را قدري نگاه کن
دلم از حجم تنهائي شکسته , بيا در محفلم دردي دوا کن
وجود آرزوهايم تو هستي , نگين آرزو , عشقي بنا کن
تمام دوستان خواندند نامم , تو هم يکبار نامم را صدا کن
افق هاي نگاهم غرق غربت ,غروب غم بيا غربت فنا کن
تو دنيايت بدون من چه زيباست , بيا اين بار دنيا را فدا کن
تقديم به اون مهربوني که منو ديونه ي خودش کرد.
خدايا . خداوندا . عشق چيست ؟؟؟ عشق کيست ؟؟ عشق کجاست؟؟
خدايا به من توانايي بده تا بتوانم عشقم رو کنار خودم نگه دارم . به من توانايي بده تا دوستش داشته باشم . به من توانايي بده تا تمام عمرم کنارش باشم . نمي خوام حتي يک لحظه از من دور بشه .
[17/3/1387- 11:39 ع] 360
[17/3/1387- 11:39 ع] بدون شرح !!!
[26/11/1386- 1:0 ع] کتاب کمک درسي
[25/11/1386- 1:0 ع] کتاب کمک درسي
[24/11/1386- 1:0 ع] کتاب کمک درسي
[23/11/1386- 10:0 ع] قبولي تو کنکور
[23/11/1386- 10:0 ع] کتاب هاي کمک درسي
[23/11/1386- 6:40 ع] اس ام اس هايي براي يادبود عشق...
[23/11/1386- 6:38 ع] چند تا اس ام اس خف
[23/11/1386- 6:26 ع] اس ام اس هاي شاد براي جوانان
[23/11/1386- 6:23 ع] اعلام برندگان سيمرغ هاي مسابقه سينماي ايران
[22/11/1386- 11:28 ص] کتاب هاي کمک درسي براي کنکور
[17/9/1386- 6:13 ع] بازي پرسپوليس (ديروز استاديوم)
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 89
کل بازديد :29595
من يک آدم توهمي هستم که عاشق هستم
ღ♥ღگل پسرღ♥ღ
عطش
پژواک سکوت
وديو کليپ ها و آهنگهاي جديد برنامه و ترفندهاي ويندوز و هک
جديد ترين عکس هاي هاليوود و بازيگران خارجي
Rap Tv
طلسم شدگان
گزارشگر و خبرنگار
يــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــدا









